قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3615

تاريخ الفي ( فارسى )

يكى آن بود كه اتباع سلاطين خوارزمشاهيه باوجود آن شوكت ، سلطان غياث الدّين محمّد و برادرش ، سلطان شهاب الدّين محمّد ، را به غوريه ياد مىكردند و اين سلطان غياث الدّين محمود را باوجود ضعف حال و قلّت ولايت همه به تعظيم ياد مىكردند ، چنانچه وزير خوارزمشاه باوجود عظمت‌شان هميشه او را به « مولانا سلطان » ياد مىكرد . و از جمله وقايع اين سال آنكه ملك غياث الدّين كيخسرو ، صاحب قونيهء روم ، انطاكيه را در سيم شهر شعبان از دست روميان به تصرّف خود درآورد . مفصّل اين مجمل آنكه در سال سابق ملك غياث الدّين بلدهء انطاكيه را كه از بلاد ساحليهء روم است مدتى محاصره نموده بود و اكثر برج‌وبارهء آن را درهم شكست . و چون نزديك به آن رسيد كه شهر را جبرا و قهرا بگيرد ، روميان انطاكيه كس پيش فرنگان جزيرهء قبرس فرستاده از ايشان مدد خواستند . فرنگان به مجرّد شنيدن اين خبر از راه دريا آن‌چنان خود را به شهر انطاكيه رسانيدند كه مطلقا غياث الدّين از آمدن ايشان خبردار نشد . و بعد از آنكه فرنگان به شهر درآمده بودند و غياث الدّين كيخسرو خبر يافت ، از گرفتن آن مأيوس شد و به جانب قونيه ، نااميد ، بازگشت . امّا فوجى از سپاه در كوهستان انطاكيه نگاه‌داشته ، ايشان را سفارش فرمود كه « زنهار ! و هزار زينهار ! كه از هيچ‌جانب غلّه و علوفه نگذاريد كه به انطاكيهء روم رود . » و چون مدّتى بر اين بگذشت ، اهالى انطاكيه از ممرّ قحط به تنگ آمده فرنگان را گفتند كه « اين جماعت مسلمانان بسيار كم‌اند كه در اين كوهستان راه غلّه بر شما بسته‌اند . شما را بيرون بايد رفت و ايشان را از سر راه دفع نمود ، تا آنكه راه غلّه باز شود و مردم از گرانى و قحط ضايع نشوند . » فرنگان اين سخن را بر آن حمل نمودند كه ايشان در مقام حيله و مكر شده مىخواهند كه ايشان را از شهر انطاكيه بيرون كنند . بنابراين ، ميانهء اهالى انطاكيه و فرنگان مهم به نزاع كشيد و از طرفين مستعد جنگ شده شروع در حرب كردند . اهالى انطاكيه چون از فرنگان اين حالت مشاهده نمودند ، كس پيش آن جماعت به كوهستان فرستاده پيغام دادند كه « شما به شهر درآييد كه ما به‌اتّفاق شما فرنگان را بيرون كرده شهر را به شما مىسپاريم . » آن جماعت از روى استعجال متوجّه شهر شدند و كس نزد ملك غياث الدّين كيخسرو به قونيه فرستاده او را بر حقيقت حال اطّلاع دادند ، و قبل از آنكه ملك غياث الدّين به آنها رسد ايشان به شهر انطاكيه درآمده شهر را فروگرفتند و فرنگان پناه به قلعه بردند تا آنكه در سيم ماه شعبان ملك غياث الدّين نيز به انطاكيه رسيد و فرنگانى كه در قلعه متحصّن شده بودند ، همه اسير شدند و شهر انطاكيه به تصرّف ملك غياث الدّين درآمد . از جمله وقايع اين سال عزل بكتمر ، صاحب اخلاط بود و از حكومت آن ولايت و استيلاى بلبان كه از جمله مماليك شاه ارمن بود بر آن ولايت و آمدن ناصر الدّين ارتق بن